من همراهتم! مقالات خوب رو در همراهتم دنبال کنید.

اسراری که ثروتمندان به شما نمی گویند

فصل اول: پولدار یا ثروتمند
اصولاً پولدار کسی است که بر اساس فرصت طلبی یا کمی شیادی به مقدار هنگفتی پول رسیده است و معمولاً باید دو دستی به پول خود بچسبد تا از دستش نرود. او می‌داند شاید دوباره فرصتی به دست نیاید و نتواند آن‌ مقدار پول را به دست بیاورد. در عوض، انسان ثروتمند با تغییراتی که در درون خود ایجاد کرده و با کسب دانش و مهارت، نه لزوماً با مدرک دانشگاهی، راهی را پیموده و ثروتی را جمع کرده است که اگر حتی بر اثر اتفاقات روزگار پولی از دست بدهد، دوباره می‌تواند با دانش یا مهارت، آن را به دست بیاورد. پس بیایید ثروتمند شویم نه پولدار. ثروتمند علاوه بر پول، احترام، دانش، مهارت و جاذبه دارد اما پولدار فقط اولی را دارد.
تغییرات درونی، نتایج بیرونی
این موضوع بسیار ساده است ولی آسان نیست. ساده از جهت فهمیدن؛ ولی سخت از لحاظ اجراکردن. کمی از خواب کم کردن، اندکی آموختن. مقداری فکر کردن و چند قدمی تلاش کردن در عمل آسان نیست؛ ولی متاسفانه یا خوشبختانه تنها راه رسیدن به تغییرات بیرون، تغییرات درونی است که در شخصیت ما رخ می‌دهد و بعدها در بیرون «رخ می‌نماید».
تعلل
کار امروز را به فردا انداختن و تعلل، بزرگترین دشمن موفقیت است. مردم همه پیگیر راههای ثروتمند شدن هستند اما عملی نمی‌کنند. چرا؟ به دلیل مسامحه و عقب انداختن کار. شعار شرکت نایک در این مورد جالب است. just do it یعنی فقط انجامش بده.
استقلال مالی
استقلال مالی یعنی اینکه کیفیت زندگی‌مان قبل و بعد از نابودی شغلمان تغییری نکند. متاسفانه بیشتر انسان‌ها در این دنیا استقلال مالی ندارند و تعداد کمی به این میزان از استقلال مالی رسیده‌اند که به راحتی با از دست دادن شغلشان کنار آمده و با روحیه‌ای مثبت و به دور از نگرانی، به دنبال منبع مالی دیگر می‌گردند.
فصل دوم: تفاوت‌های ثروتمندان با مردم عادی
ذهن ثروتمند
اهمیت ذهن برای موفقیت انسان، مانند اهمیت ریشه‌ی درخت برای میوه‌هاست. در نگاه نخست میوه‌ها را می‌بینیم و از وجود آنها لذت می‌بریم؛ ولی باید دانست که آن میوه‌ها به سبب وجود ریشه‌ها به عمل آمده‌اند. ثروت هم مانند همه چیز ابتدا در ذهن شکل می‌گیرد پس ابتدا بر روی یک ذهن ثروتمند تمرکز کنید و زندگی ثروتمند خود را در ذهنتان خلق کنید. انسان‌ها با اتوموبیل و منزلشان ثروتمند نیستند، بلکه با ذهنشان ثروتمندند.
در فرهنگ مشرق زمین از همان آغاز به کودک می‌آموزند که قناعت پیشه کند و دنیا محل گذر است و پول «چرکِ کف دست». بیاییم تمام افکار منفی درباره‌ی ثروت را دور بریزیم و به سوی ثروت اخلاق‌مدار و با مسئولیت برویم. یکی دیگر از اشتباهات ذهنی این است که معمولاً به دنیا به دید وفور و فراوانی نگاه نمی‌کنیم. گمان می‌کنیم ثروت در این دنیا محدود است و دیگر برای ما چیزی باقی نمانده. در حالی که دنیا مثل سینه‌ی مادر شیرده است: هرچه کودک بیشتر طلب کند، شیر بیشتری دریافت می‌کند.
مسئولیت
ثروتمندان مسئولیت و کنترل زندگی را خود به دست می‌گیرند؛ ولی دیگران زندگی را تصادفی و بر اساس تقدیر می‌دانند. حتما تا به حال دیده‌اید که برخی، همه از جمله خانواده، همکاران، رییس، حکومت و حتی فرزندان‌شان را مقصر می‌دانند. آنان هیچوقت قبول نمی‌کنند که شاید این شکست از سر بی تدبیری خودشان بوده است و تقصیر کسی نیست. این افراد همواره شکست‌هایشان را توجیه می‌کنند و پیروزی دیگران را بی ارزش می‌دانند. آنها همیشه انتظار دارند همه چیز و همه کس در خدمتشان‌باشد تا از خود شاهکاری بسازند. در عوض فرد موفق خود را نسبت به خود مسئول دانسته و حاکم بر سرنوشت خود می‌داند. او هرگز نمی‌گوید کشورم برای من چه کرده؟ بلکه می‌گوید من برای کشورم چه کار مثبتی انجام داده‌ام؟
دستمزد
ثروتمندان علاقمندن دستمزد خود را بر اساس کار مفید و دستاوردشان دریافت کنند ولی دیگران دستمزدشان را بر اساس زمان صرف شده دریافت می‌کنند. این موضوع را می‌شود در بیشتر کارمندها دید. برای آنها بسیار مهم است حتما به موقع محل کارشان را ترک کنند و پیگیر دریافت اضافه کار و حق ماموریت اند. در واقع این جمله که میگویند «در ایران کار نیست» اشتباه است و در واقع کارمند خوب و کاری کم است.
برنامه ریزی
برنامه ریزی فرایندی است برای رسیدن به هدف و از سه بخش کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تشکیل شده است. این برنامه ها باید دو ویژگی داشته باشند:
1- برنامه ریزی باید از آخر به اول باشد. ابتدا می بایست تصویری کامل و دقیقاز آنچه می‌خواهید در ذهن خود پرورش دهید و سپس از آن تصویر(image) آغاز کرده و به سمت زمان حال حلقه‌های زنجیر برنامه را کامل کنید.
2- برنامه ریزی می‌بایست مکتوب باشد. در نوشتن قدرتی است که به برنامه‌ها ارزش می‌دهد.
دارایی فعال و غیرفعال
دارایی فعال نوعی دارایی است که پول در جیب ما می‌گذارد؛ ولی دارایی غیرفعال از جیب ما پول بر میدارد. اگر آپارتمانی بخریم و اجاره بدهیم، دارایی فعال کسب کرده‌ایم. چون هم ارزش خود آپارتمان افزایش می‌یابد و هم هر ماه در جیب ما پول می‌گذارد. ولی آیا اتوموبیل دارایی فعال است؟ خیر، چون نه تنها به مرور زمان از ارزش آن کم می شود بلکه مخارجی از قبیل تعمیر و بنزین و… دارد. دارایی مولد و فعال برای ثروتمندان حکم مرغ تخم طلا را دارد. آنها میکوشند هر روز تعداد این مرغ‌ها را بیشتر کنند نه اینکه سر آنها را ببرند.فقیرا معمولاً از خرید مرغ تخم طلا دوری می‌کنند و وقتی هم آن را دارند، قدرش را ندانسته و در نخستین تندباد زندگی، سر این مرغ را به امید خوردن گوشت آن می‌برند.
درآمد فیزیکی و غیرفیزیکی
درآمد فیزیکی درآمدی است که وقت و فیزیک(بدن) ما درگیر آن است. مثل درآمد ِکارمندی که وقت و فیزیک ما را از ساعت هشت تا پنج بعد از ظهر درگیر خود می‌کند. درآمد غیر فیزیکی، درآمدی است که وقت و فیزیک ما درگیر آن نباشد و با وقتی مختصر انجام شود. مثل سرمایه گذاری در بورس. ثروتمندان این نوع فعالیت را شغل دوم ولی درآمد اول قلمداد می‌کنند.
دانش و مهارت
رمز موفقیت در محل کار این است که ببینسم رییس مشغول چه کارهای است. ما هم در همان مهارت‌ها استاد شویم تا مسئولیت و مشغله‌های او را کم کنیم. کم‌کم در آینده، به عنوان شریک مدیر عامل شناخته خواهیم شد. حتی اگر با این روند، رییس قدرمان را نداند، حتماً دیگرانی هستند که پیشنهادهای شغلی خوبی به ما بدهند.
ایجاد منابع متعدد درآمد
ثروتمندان به یک منبع درآمد اکتفا نمی‌کنند. استقلال مالی و آرزوهای ما با یک منبع درآمد مالی تامین نمی‌شود مگر اینکه در خواب و تعطیلات هم پول دربیاوریم. لابد می‌پرسید مگر امکان دارد؟ چرا که نه. شما با خرید بخشی از سهام یک شرکت معتبر، بخشی از درآمد سالانه‌ی این شرکت را متعلق به خود می‌کنید. بنابراین در خواب هم در حال پول درآوردن هستید.
اصل تمرکز:
دو موضوع مالی در زندگی وجود دارد که بر اساس مسزان تمرکزمان بر آنها، میزان موفقیت مالی در زندگی‌مان
مشخص می‌شود؛ نخست درآمدزایی و دوم، صرفه جویی یا کنترل هزینه‌هاست. افرادی که قصد ثروتمند شدن دارند بیشتر بر افزایش درآمد تمرکز می‌کنند و سپس روی کنترل هزینه‌ها. بیاییم تمرکز اصلی را بر افزایش و تعدد درآمدها قرار دهیم. سپس کنتری هزینه‌ها را جدی بگیریم؛ چون سوراخی در کشتی مالی زندگی‌مان، می‌تواند کل کشتی را غرق کند.
تیم‌سازی
ثروتمندان توانایی چشمگیری در ایجاد تیمی از افراد با هوش و سازنده دارند تا بخشی از کارها را به عهده بگیرند و پروژه را جلو ببرند. در حالی که افراد غیرثروتمند علاقمندند تمام کارها را خود به تنهایی یا با کمک یکی دونفر انجام داده و نمی‌توانند تیمی قوی ایجاد کنند.
*سه گام برای رسیدن به ثروت: ایجاد منابع گوناگون درآمدی- پس انداز – توسل به بهره‌ی مرکب
فصل سوم: بهرۀ مرکب
دو نوع نرخ بهره وجود دارد: یکی نرخ بهرۀ ساده و دیگری نرخ بهرۀ مرکب. در نرخ بهرۀ ساده فقط به اصل پول سود تعلق می‌گیرد ولی در نرخ بهرۀ مرکب، به سود هم بهره یا سود تعلق میگیرد. برای درک این موضوع مثال جالبی وجود دارد که اگر کریستف کلمب در سال 1492 مبلغ 1 سنت با نرخ بهره 6 درصد در سال ، در بانکی سپرده گذاری می‌کرد، بعد از 513 سال یعنی در سال 2005 چقدر پول در بانک دارد؟
بهرۀ ساده: اگر او فردی را استخدام میکرد تا هر سال بهرۀ پول رادریافت کرده و نگهداری کند، نرخ بهرۀ سادۀ او بعد از 513 سال فقط 31 سنت می‌شود. حتی از 1 دلار هم کمتر!
بهرۀ مرکب: اگر او اجازه می‌داد که اصل و سود، هرسال در بانک بماند و یکباره پس از 513 سال به سراغ سپرده خود می‌رفت، اینبار با 95 میلیارد دلار مواجه می‌شد.
آلبرت انیشتین، اصلی دارد با نام «اصل 72» که به سادگی دوره‌ی بازگشت سرمایه را به صورت مرکب برای ما بازگو می‌کند. این اصل می‌گوید اگر عدد 72 را بر عدد نرخ بهره تقسیم کنید؛ دوره‌ی بازگشت سرمایه مشخص می‌شود. یعنی 72/i به عنوان مثال اگر 1 میلیون تومان را در را در حساب بانکی با نرخ سود 20درصد سرمایه گذاری کنیم، 72 تقسیم بر 20 می‌شود عدد 6/3 . یعنی حدود سه سال و نیم طول می‌کشد تا سرمایه‌ی ما دوبرابر شود.
فصل چهارم:سرمایه‌گذاری
حالا که پس انداز داریم، باید چکار کنیم؟ سرمایه‌گذاری. سرمایه‌گذاری یعنی به تعویق انداختن مصرف فعلی برای به دست‌آوردن منافع بیشتر در آینده.
در تمام دنیا همه می‌دانند که هیچ نوع تضمین شغلی وجود ندارد و هرکسی دست‌کم یکبار شغل خود را از دست داده است. پس شغل نمی‌تواند راه‌حل دائمی برای مسئله‌ی اسارت مالی و به دست‌آوردن استقلال مالی باشد.
رابرت کیوساکی: افراد را با توجه به منبع درآمد به 4 دسته تقسیم می‌کند:
کارمند: این افراد معمولا برای کسی یا شرکتی کار کرده و حقوق می‌گیرند.
خویش فرما: این افراد برای خود کسب‌وکاری دارند. معمولاً نه برای کسی کار می‌کنند و نه کارمندان چندانی دارند. مثل مغازه دار یا پزشک
کارآفرین: این افراد با استفاده از ایده‌ای تجاری، شرکت یا کارخانه‌ای تاسیس می‌کنند و به تولید و تجارت می‌پردازند. چون معمولاً تعدادی کارمند وکارگر برای آنها کار می‌کنند، آنها را کارآفرین می‌گویند.
سرمایه گذار: این افراد میکوشند تا سرمایه‌ی خود و دیگران را در فرصت‌های سرمایه گذاری به کارگیرند و سود به دست آورند.
درس مهم مطلب مذکور این است که اگر کارمندیم، خویش فرماییم یا کارآفرین، برای رسیدن به آرامش و استقلال مالی حتماً پس‌انداز کرده و سرمایه‌گذاری کنیم. می‌توانیم در عین اینکه کارمند هستیم، سرمایه‌گذار هم باشیم.
اصول مهم درباره سرمایه گذاری:
ترس و طمع، بزرگترین دشمنان موفقیت‌اند و فقط دانش و تجربه و اطلاعات درست از میزان خطر این دو دشمن موفقیت در سرمایهگذاری می‌کاهد. مسئله‌ی مهم دیگر این است که نباید تمام تخم مرغ‌هایمان را در یک سبد بگذاریم. در واقع پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را نباید محدود به یک دارایی یا کسب و کار محدود کرد.
امتیاز بزرگ سرمایه گذاری در این است که اگر در آن مهارت کسب کنیم، علاوه بر مدیریت دارایی و سرمایه‌ی خود، می‌توانیم بدهی و سرمایه‌ی دیگران را نیز مدیریت کنیم. وارن بافت دقیقاً با همین روش به ثروتمندترین فرد جهان تبدیل شد. وقتی در یرمایه‌گذاری پس‌اندازهای خود تسلط پیدا کرد، دریافتِ سرمایه از دیگران را آغاز کرد و آنها را در سرمایه‌گذاری‌های خود در بازار بورس شریک ساخت. جالب است بدانید که او به مدت دوسال ثروتمندترین فرد جهان بود و حتی بعد از بخشیدن نیمی از دارایی خود به خیریه، هر سال جزو سه ثروتمند جهان است.
بیمه عمر
این بیمه علاوه براینکه پس‌اندازی با سود مرکب است، چهار ریسک بزرگ زندگی را نیز بیمه می‌کند: فوت طبیعی، فوت حادثه‌ای، بیماریهای خاص و سکته و ازکارافتادگی
فصل پنجم: طلاشناسی
این فلز از دوران باستان، فریبنده و نماد ثروت و فراوانی بوده است. در دنیای جدید علاوه بر جذابیت کاربرد علمی و صنعتی نیز دارد. دو نوع سیستم عیار یا خلوص برای طلا مرسوم است: یکی 24 و دیگری 1000. درواقع طلای 18 عیار طبق تعریفی دیگر دارای عیار 750 می‌باشد. واحد اندازه‌گیری آن اونس است که معادل31 گرم و 103 سوت است.
شاخص جهانی دلار: در سال 1973 برای سنجش قدرت دلار امریکا، شاخصی طراحی شد که دلار را در برابر ارزهای دیگر قرار داد. هر زمان که دلار تقویت می شد، این شاخص افزایش می‌یافت و برعکس. نخست این شاخص روی عدد 100 تنظیم شد؛ به این معنی که گفتند شاخص جهانی دلار می‌شود عدد 100. این عدد با قدرت گرفتن دلار در برابر سایر ارزها، به عدد 165 در سال 1984 و در اوج بحران اقتصادی امریکا، در سال 2008 به حدود عدد 70 رسید.
در حال حاضر طلا، نه‌تنها وسیله‌ی تبادلات مالی است و نقش پولی دارد، بلکه وسیله‌ای برای سرمایه‌گذاری است. این نقش در ایران نیز طی سال‌های اخیر، به شدت افزایش یافته است و خانواده‌ها و حتی شرکت‌ها پول خود را به سکه تبدیل می‌کنند تا از افزایش قیمت آن سود ببرند. صندوق‌های تخصصی ای هم در این سالها با عنوان ETF ایجاد شده‌اند که به طور تخصصی روی شمش طلا سرمایه‌گذاری می‌کنند.
عوامل موثر بر قیمت طلا:
1- ترس و نا امنی(Fear & Uncertainty)
2- نرخ بهرۀ کم بانکی(Low interest Rate)
3- جنگ ارزی(Currency War)
4- بحران بدهی(Debt Crisis)
5- کمبود پناهگاه امن(Safe Haven)
6- عرضه و تقاضا(Supply & Demand)
از سال 2008 اقتصاد جهان دچار رکود شدیدی شده و هنوز بطور کامل از این رکود بیرون نیامده است. کشورهای جهان کوشیده‌اند با سیاست‌های انبساطی و تزریق پول و تضعیف پول ملی، تا حدودی از این رکود درآمده و به تولید و اقتصاد رونق دهند. در آمریکا نرخ بهره را به صفر درصد رسانده‌اند و برنامه هایی نیز برای تزریق پول به بازارها طراحی و اجرا کرده‌اند. با پایین آوردن نرخ بهره، دلار تضعیف می‌شود و به همین دلیل قیمت طلا افزایش می‌یابد.
نرخ تورم:
نرخ تورم که به شاخص قیمت مصرف کننده ( CPI) نیزمعروف است، معمولاً به دلیل وجود نقدینگی موجود در جامعه که بخاطر سیاست‌های انبساطی بوجود میآید، افزایش می‌یابد. در ایران از زمستان 1389 هدفمندی یارانه‌ها آغاز شد و قرار شد ماهانه به هرنفر 45500 تومان یارانه داده شود. این سیاست انبساط پولی به اضافه کاهش نرخ سود بانکی باعث تورم بالا و افزایش دوبرابری قیمت طلا تا بهمن 90 گردید.
نرخ بیکاری:
افزایش آمار بیکاری موجب افزایش قیمت طلا و کاهش آمار بیکاری به معنی کاهش قیمت طلا است.
تولید ناخالص داخلی:
اگر هر سال را به چهار فصل تقسیم کنیم، شاخص GDP هر فصل، چهار هفته پس از پایان آن فصل اعلام می‌شود. تولید ناخالص داخلی عبارت است از مجموع کالاها و خدمات نهایی تولیدی در هر کشور. وقتی صحبت از رشد اقتصادی کشوری به میان می‌آید، منظور همین شاخص است. با مثبت بودن این شاخص، قیمت طلا رو به کاهش است و باالعکس.
تراز تجاری(Trade Balance):
هنگامی که صادرات بیش از واردات باشد، آمار تراز تجاری مثبت و هنگامی که واردات بیش از صادرات باشد، تراز تجاری منفی است. در صورت مثبت بودن، قیمت طلا کاهش پیدا کرده و در صورت منفی بودن، قیمت طلا افزایش می‌یابد.
بازار آتی:
قراردادهای آتی، قراردادهایی است که بر اساس آنها خریدار و فروشنده بر تحویل کالایی با مشخصات کاملاً روشن و استاندارد توافق می‌کنند و با واسطه‌ی اتاق پایاپای بورس کالا، مبلغ معینی از ارزش آن کالا، معمولاً 10 درصد، سپرده شده و طرفین به اجرای قرارداد ملزم می‌شوند. اجرا نکردن قرار داد از سوی هر یک از طرفین به جریمه‌ی او ختم می‌شود و از سپرده‌ی او در بورس کالا، این جریمه به طرف مقابل پرداخت خواهد شد. از مزایای این قراردادها می‌توان به کاهش ریسک، امکان برنامه ریزی، نقدینگی کمتر، شفافیت معاملات و امکان سود دوسویه اشاره کرد. یکی از مزایای قراردادهای آتی، فروش استقراضی است که به معنای فروش کالایی است که نداریم.
هج کردن(Hedging)
در این روش معامله گر در بازار آتی، پوزیشن فروش باز می‌کند و به همان تعداد در بازار سکه بصورت سنتی خرید می‌کند. به عبارتی با پشتوانه‌ی سکه‌ی فیزیکی، در آتی قرارداد فروش باز می‌کند. چون معمولاً هر قرارداد حدود 3 تا 5 درصد تفاوت قیمت با ماه قبل از خود دارد، بطور تضمینیاین روش 2 تا 3 درصد سود ماهیانه دارد.
فصل ششم: بور اوراق بهادار تهران
براساس مستندات تاریخی، بورس یکی از بازارهای پرسود ایران بوده است.و سهام شرکت‌ها، سودهایی به مراتب بهتر از ملک و طلا برای سرمایه گذار به ارمغان آورده‌اند. به عنوان مثال در سال 1390 اگر کسی سهام شرکت سرمایه‌گذاری غدیر را داشت، حدود 130 درصد سود کرده بود در حالیکه در همین سال، دلار و طلا 100 درصد و ملک و آپارتمان 40 درصد سود داشته‌اند.
نکته‌ی جالب توجه این است که اقتصاد کشورهای توسعه یافته، بورس محور است؛ ولی اقتصاد کشورهای توسعه نیافته بانک محور. اینکه شرکت‌ها برای تامین مالی به سوی بورس می‌روند یا بانک، بسیار مهم است. در اینجاست که تفاوت بین اقتصاد شکوفا و بیمار مشخص می‌شود.
مزایای بورس:
1- با محور قرار گرفتن بورس به جای بانک، کشور در راه صحیح توسعه قدم بر می‌دارد.
2- هدایت نقدینگی به سمت تولید و تجارت
3- شفافیت بیشتر جو کسب و کار و اقتصاد کشور
4- منبعی ارزان و متشکل و قانونمند برای شرکت‌های سهامی عام
5- پرداخت 10 درصد مالیات کمتر
روشهای کسب سود در بورس
از دو راه می‌توان در بورس به سود رسید:
1- افزایش قیمت سهم که در اصطلاح به آن گین(Gain) می‌گویند.
2- سود سالیانه شرکت‌ها که به آن EPS نیز گویند.
الزامات موفقیت در بورس:
هر سرمایه گذار موفقی باید به این سه حوزه مسلح باشد؛
1- تحلیل بنیادی: عبارت است از آگاهی از اوضاع سیاسی اقتصادی جهان و کشور، آگاهی از وضعیت کلی بازار بورس و صنایع موفق. آگاهی از صورتهای مالی شرکت‌ها و میزان موفقیت آنها
2- تحلیل تکنیکی: روشی است مبتنی بر سابقه‌ی تاریخی قیمت سهام هر شرکت و می‌کوشد با توجه به این سابقه، روند صعودی یا نزولی را پیگیری نماید
3- روانشناسی خود و بازار: کسی می‌تواند معامله گر موفقی شود که بیشتر از همه خود را بشناسد و بکوشد نقاط ضعف خود را نابود کرده و نقاط قوتش را تقویت کند.
نتیجه گیری:راه حل بهترین بودن در شغلمان، آموختن سرمایه گذاری است. امنیت شغلی با امنیت مالی متفاوت است. هدف ما باید امنیت مالی باشد. سرمایه گذاری صحیح و اصولی ما را به امنیت مالی می‌رساند.
جملات کلیدی:
1- سوال دنیای گذشته: علم بهتر است یا ثروت؟ جواب دنیای مدرن: ثروت بهتر است؛ ولی از راه علم.
2- برای به دست آوردن چیزهایی که تا به حال نداشته‌ایم باید کسی بشویم که تا به حال نبوده‌ایم.(آنتونی رابینز)
3- کار امروز را به فردا انداختن و تعلل، بزرگترین دشمن موفقیت است.
4- شعار شرکت نایک :just do it فقط انجامش بده
5- مردان بزرگ بر خود سخت می‌گیرند و بر دیگران، آسان.
6- ثروتمندان روی فرصت‌ها تمرکز می کنند، فقیران روی موانع.
7- ثروتمندان ترجیح می‌دهند بر اساس دستاوردهایشان به آنها پول پرداخت شود. آدم‌های فقیر ترجیح میدهند بر اساس زمان به آن‌ها پول پرداخت شود.
8- در این دنیا به ما به اندازه‌ی خواسته‌هایمان نمی‌دهند، بلکه به اندازه‌ی لیاقتمان می دهند.
9- انسان‌ها همواره در «محدوده‌ی راحتی» گرفتار می‌شوند و گمان می‌کنند ظرفیتشان فقط همین است.(برایان تریسی)
10- ثروتمندان مسئولیت و کنترل زندگی را خود به دست می‌گیرند؛ ولی دیگران زندگی را تصادفی و بر اساس تقدیر می‌دانند.
11- به بزرگی گفتند چقدر خوش شانسید که یک شبه ثروتمند شدید. او با لبخندی گفت: بله یک شبه ثروتمند شدم اما برای آن یک شب، سی سال به سختی تلاش کردم.
12- زمینه‌ی شغلی مهم نیست بلکه شور و عشق شما به آن مهم است.
13- ثروتمندان از مشکلات و موانع بزرگترند؛ ولی دیگران خود را کوچک‌تر از مشکلات و موانع می‌بینند.
14- هرگز نگو ای کاش کار آسانتر بود. بلکه بگو ای کاش من بزرگتر و بهتر بودم.
15- هر ایده در 3 مرحله شکل میگیرد: نخست در ذهن، دوم روی کاغذ و سوم در دنیای بیرون.
16- کسی که تمام روز مشغول کار کردن است، دیگر وقت پول درآوردن ندارد.(راکفلر)
17- مسئولیت امور مالی‌ات را به عهده بگیر یا تا آخر عمر پذیرای اوامر دیگران باش(رابرت کیوساکی)
18- هرگز ثروتمند نمیشویم مگر آنکه در خواب و تعطیلات هم پول دربیاوریم.
19- شخصیت هر فرد، متاثر از افرادی است که در پنج سال گذشته با آنها معاشرت کرده است.
20- اگر میخواهید عقاب شوید هرگز وقت خود را با اردک‌ها هدر ندهید.
21- فرد فقیر نخست پول خود را خرج می‌کند، سپس اگر چیزی باقی ماند، شاید پس‌انداز کند. در حالیکه فرد ثروتمند اول پول خود را پس انداز می‌کند، و اگر چیزی ماند آنرا خرج می‌کند.(جیم ران)
22- بهرۀ مرکب هشتمین عجایب جهان است و بزرگترین کشف ریاضیات(آلبرت انیشتین)
23- سرمایه گذاری کلید رهایی از اسارت مالی است.
24- مسافت‌های هزاران کیلومتری با گام نخست آغاز می‌شود. آن گام نخست را همین امروز بردارید.
25- آینده را نمی‌توان پیش بینی کرد ولی می‌توان آن را ساخت. اگر آینده‌ای که می‌خواهیم، نسازیم، مجبور خواهیم شد در آینده‌ای زندگی کنیم که دیگران برای ما ساخته‌اند.
(در موارد بالا می‌توان به جای واژه‌های ثروتمند و فقیر با توجه به معنی مستتر در متن، از واژه‌های کارآفرین و کارمند استفاده کرد ).